X
تبلیغات
رایتل

خورش فسنجون لعنتی

من معمولا خورش فسنجون دوست دارم و در طول چند سال اخیر که همیشه مامان یزشو خوردم و کیف کردم و سهم ناهار فردامم آوردم از عید امسال دو سه باری هست درست کردم از جمله دیشب 

از ساعت ۳ مرغهای تفت داده شده توی پیازداغ و زعفرون رو با گردوی چرخ شده گذاشتم پخت و خودمم بعد از ۱ ساعتی خوابیدن ساعت ۶ پاشدم.عطرش تمام خونه رو گرفته بود و من چقدر عشق کردم که شام چه خواهم خورد 

رب انار خونگی رو مامان باید می آرود چون مال خودم تموم شده بود 

بعد از خرید میوه و لبنیات و محتویات یخچال و دم کردن پلو حدود ساعت۱۰ مادر و برادر همسری اومدن دیدنش.آخه کمرش اسپاسم شده بود 

چند دقیقه بعد غذا رو کشیدم.مامان و برادرش که شام خورده بودن و اصلا جلو نیومدن .ما هم هی اصرار  و تعارف میکردیم .اومدیم بشینیم بخوریم اونا بلند شدن که برن و خداحافظی و مراسمش....

غذا سرد شده بود و راستش به طعم سری قبل هم نشده بود.فکر کنم رب انارش متفاوت بود.خلاصه غذازده شدیم رفت و بزور من و مامان وبرادری چند قاشقی خوردیم.همسری هم که اهلش نیست و ماکارونی قبل رو خورد.غذاها همه موند.کوفتمون شد دیگه ....

چقدر بدم میاد این قدر غذا توی یخچال جا بدم.کفران نعمت واقعی!



تاریخ : چهارشنبه 17 آبان‌ماه سال 1391 | 11:14 ق.ظ | نویسنده : آرامیس | نظرات (3)